584

============================================================

524 كتاب الصيدنة فى الطب يعنى گنجشك را ماتد و اين درخت را عرب من زآى مثلى گويد حو.ي معنى او چنان باشد (كه ديد هم چو من؟) 1. نقل از نسخ مب و مج. «كجو من به فتح اول... به شيرازى دوايى است كه آن را كاكنج گويند كه عروس در پرده باشده (برهان قاطع) عمه كل(1) .ە2= انا5 يا 100لل محمدزكريا گويد يك نوع از سرمه آنست كه ميانهآ او تهى نبود و جرم او چون جو شكسته شود به ابگينه مشابه ياشد و اين نوع را ازرى باطراف برند و معدنر او انجا باشد و نوعى ازو صباهانى است و جوهر او جوهر سربست و او وه همچنان سخت نباشد كه نوع اول و جرم او مستدير باشد چنانكه كسى از و معجونى حبها سازد و نوع سوم از سرمه آنست كه او را طرخماطيقون (2) خوانند و او شامى است كه تركيب او از چيزهاى مختلف است از معدنى ووه نباتى.

1. نقل او تسخ مب و مج. رجوع شود به ذيل اٹمد در همين كتاب. آ. 0 1001106. رجوع شود به كريوف 746.

افد كزم(1) 1= با لل7 كناة7 ابن صهاربخت او را مطلق ذكر نكند بل كرم الشراب گويد. وكرم درخت ن تاك را گويند و تقييد او به كرم شراب از جهت آنست كه كرم مختلف است و هوهر چون مطلق ذكر كرده شود معلوم نشود كه مراد كدام است و چون پشراب مقيد باشد آن فساد لازم نيايد. و يكى از انواع او آنست كه او را عرب كرم و البرى گويد يعنى تاك دشتى ومويزه ازو حاصل آيد. و نام كرم مطلق به لغت رومى انفلوس(2) است و چون خواهند كه يكى از انواع او را ذكر كنند بدشتى و كوهى و بستانى و غير آن او را مقيد كنند از جهت تعريف را. ووه

Страница 584