582

============================================================

522 كتاب الصيدنة قى الطب بهندى السى(6) گويند.

1. بنقلي ان نسخ مج ويب.2. «الأضطية هى بشاقة الكتان السان العرب ذيل اصطب). 3.

«المشقة والمشاقة من الكتان والقطن والشعر ماخلص منه» السان العرب ذيل مشق) . بنابراين ، تفسير مترجم ظاهرا صحيح نياشد. 4. شعر در اصل مغلوط است. از ديوان الاعشين (ص 19) اصلاح شد المسمعات الشروب ظاهرا يعنى خوانندگانى كه براى باده خواران آواز مى خوانند.

بعضى حرير پوشند و بعضى كتان پوش. ك. «زغير نبر وزن شعير تخم كتان را گوينده (برهان قاطع). 6. السىحتخم كتان، لغت نامهآ يلاتس (ص 76).

884. كثيراء(1)»107/9. 1180ع قل12اق يا 11843 118685ق ر بلغت رومى كتيراء را طراغاقانثى(2) گويند و به هندى چير (3) گويند و قادى ر وگويند. و در منقول مخلص آورده است كه كثيرا را بلغت يونانى دراققنطى(4) گويند و بسريانى انقت(5) الا گويند. حمزه گويد زول(6)زده گويند بيارسى و او سوهد صمغ درختى است كه از بيخ او مسواك سازند و او را از حدود هرات ووه غرجستان باطراف برند. و ابومعاذ گويد كثيرا صمغ درخت قتاد است. ودروهر كتاب حاوى از ديسقوريدس همچنين نقل كردهاند و اهل تهامه و نواحى يمن و بيخ درخت او را وجد(7) گويند و ازو دستها(8) سازند. و ابوريحان(9) گويد يكى از اتفاقات نادره آنست كه در شهر بلخ زالى بيامد و از پيلورى بدينارى ودر چند زهر خريد خواست. آن پيلور ازو بپرسيد كه زهر ترا بچه كار آيد؟ گفتور مرا دامادى است كه خلقى از ظلم و تعدى او درماندهاند ميخواهم كه شر او وهر حراي مكفى شود. پيلور در اينمعنى كاملى كرد و گفت اگر مراد او از من حاصل نشود نبايد كه به نزديك ديگرى رود كه او زا ديانت مانع نيايد و برين ور و زال اين ارتكاب معصيت برود. يس زر او باو داد و هيچ بدر جوار او از كثيرا باو نزديكتر نبود. پس كثيرا را بسود و چيزى ديگر بروى افگند كه لون او بآن متغير شد و بزال داد زال آن از وى بستد و به بشاشتى تمام رو بخانه

Страница 582