الصيدنة
الصيدنة
============================================================
518 كتاب الصيدنة فى الطب 1. نقل از نسخ مب و مج. در يرهان قاطع: «كبابه بر وزن خرابه دوائى است كه آن را به عربى حب العرويس خوانند و چينى آن بهتر است..» 2. شلاهط از جزاير اندونزى است. ابن رسته در ج الاعلاق النفيسة (ص 138) گويد: «وتليه (اى الزابج - جاوه) جزيرة يقال لها سلاهط يقع فيها العنبر الكثيرالذى ليس فى البحراجودمنه و بها يكون الكبابة من الاقواه» 877. كبر (1) 1. شرح آن در شماره 62 گذشت.
(ام كبيكج(1) :2076110 .قتقة ل116 جالينوس گويد كييكج چهار نوع است. و گفتهاند نام او بلغت هندى مشتق است از كهى(12، بآن معنى كه كپى حيوانيست كه پيوسته در اضطرآب بود: و همچنين هر كه عضوى ازو به كبيكج بسوده شود قرار ازو برود چنانكه كيى.
و در بعضى از كتب چنين آوردهاند كه او را كپى بآن نسبت كردهاند كه كپى را يه باو القت تمام باشد بنسبت نباتهاى ديگر. جالينوس گويد كبيكج گرم و ز خشكست و گر را عظيم منفعت كند چون برو طلا كرده آيد.
1. نقلي از نسخ مب و مج2. «كپى به فتح اول و كسر ثانى مشدد يو غيرمشدد ميمون را گويند ر عمومأ وميمون سياه را خصوصا...» (برهان قاطع) . كبيكج ظاهرا منسوب است به كبيك كه اسم فارسى مياتهه كپى است (معين به نقل از هويشمان در حاشية يرهان قاطع).
879 كبد(1)252»1 60 جگر را به لغت تازى كيد گويند و كيد بكسر كاف و سكون باء حنيز گويند-. و بلغت رومى هيفوطس(2) گويند. و بسرياتى كبدا گويند و بهندى و كاليجه گويند و كليجه(3) نيز گويند.
1. تقل از تسخ مب و مج. آ. در اصل: «سيقوطن» پايد هيفوطس باشد. رجوع به عتوانه پوناتى. 3. در لغتنامه پلاتس : «كليجا» (ص 845).
Страница 578