الصيدنة
الصيدنة
============================================================
516 كتاب الصيدنة فى الطب 872 كاشم(1) .1722 ل 1ل تناق1ل16 يا 61اق1601 اقلانيا بلغت رومى كاشم را لو يسطيقون گويند. و در كتاب حاوى در حرف كاف ور آورده است كه كاشم زوفرا را گويند. رساتلى گويد يك نوع ازو سياهست و وه يك نوع سپيد.
1. نقل از نسخ مب و مج.
5ثآ. كاذى(1) برا ق00180 188105 ابن الاعرابى گويد كاذى و جربال بلغت عرب بقم را گويند يعنى چوب دار جوهز پرنيان را. و غير او از ائمهآ لغت گويند كاذى نوعى است از روغنهاى د معروف. ابوحتيفه دينورى گويد كاذى نوعى از نبات است كه به بلادر عمانست و پاو بعضى روغنها را خوشبوى كنند و به دهن الكاذى تعريف كنند. و گويد كه طايفهاى كه مردرخت كاذى را ديدهاند مرا چنان خبر كردند جور كه كاذى درختى است بشكل درخت خرما و او را كاردو(2) باشد چنانكه درخت خرما را و كار دوى او را پيش از آنكه شكافته شوند بيرند و در روغن ودر اندازند و بگذارند تا روغن بوى او بخود گيرد و خوشبوى شود و برگ او را يهر خوص الكاذى گويند(3). و گيهانى گويد از پس كوههاى زمين قفص زمينهاى تزه است و در آن زمينها نعمتها بسيار است و غالب درخت آن وه زمين از طرفى كه بساحل نزديك است درخت كاذى است. در هيأت او گفته است كه درخت او را از پس يكديگر برگها باشد بشكل برگ درخت صبر، و وهر بر اطراف برگ او را خارها باشد جر آنكه برگ درخت كاذى سپيدتر بود و خوبتر و در طراوت و هيأت او به برگ ريباس كه در ميانهآ ساقهاى او باشد مشابهت دارد. و برگ او را در روغن شيره بيندازند تا بمجاورت او معطر(4)
Страница 576