570

============================================================

،51 كتاب الصيدنة في الطب و اهل رى هنجمك(5) گويند و حمزه او را به كنكران تعريف كرده است.

ديسقوريدس گويد شاخهاى نبات او دراز بود و برگ او به برگ شليق مشابهت دارد. و ذكر شليق و هيأت او در حرف عين كرده ايم. و بيخهاى او ه دراز باشد و خوشبوى بود.ه از نقل از نسخههاي مج و مبر. نسخهآ مج آن را با قنطوريون بخلوط كرده ابيت . 2. التملول القتابرى بتشديدالنون. والتملول البرغشت اعجمى وهوالغملول. والقنابرى بالنبطية السان العرب ذيل تمل). 3. «برغست بر وزن سرمست گياهى باشد خودروى شبيه به اسفناج كه در آشها داخل كنند و آن بيشتر در ميان زراعت و كنارهاى جوى آب رويد و آن را مچه گويند و به عربى قتابرى و غملول و تملول و شجرةاليهق خواتندى.ه (برهان قاطع). و نيز ه رجوع شود به ذيل «ورشست» در همان كتاب 4. در برهان قاطع: «ابزنده ك. «هنجمك به كسر اول و سكون تانى و فتح جيم و ميم و كاف ساكن برغست را گويتد..» (برهان قاطع).

862. قنه(1)/11107 5110ق8ل3 161012800يا 12100 1101185 5 محمديوسف قنه بتخفيف نون گفته است و بلغت رومى او را كلتيا(2) گويند ووهر بلغت سريانى حلبانيثا گويند. و بلغت(3) پارسى بيرزد گويند. و..000. آوردهاند كه او دو نوع است يك نوع از او سبك است و لون اين نوع سبيدتر ياشد از آن نوع ديگر. و اما نوع دوم آنست كه جرم او سطبر باشد و اين نوع نيكوتر باشد در منافع و در استعمال اين نوع بكار شود. محمدزكريا گويد اينور نوع از وى آنست كه او را اطباء در كتب طب به سكبينج تعريف كنند.

1. نقل از نسخ مب و مج. آ. در نسخ اصل: «كليسيام. متن به نقل كريوف (733) از نام گياهان تزد پهود تأليف لو و اصلاح شد. 3. از اينجا تا بواما نوع دومه در مب نيست و در مج مغشوش است و در جاهاى نقطه گذارى شده چند كلمهآ ناخوانا موجود است. من متن را آزور تلفيق دو نسخه تا اندازه اى اصلاح كردم. بيرزد در برهان قاطع به فتح زاى نقطه دار و سكون دال بى نقطه ضبط شده است: «صمغى باشد مانند مصطكى سيك و خشك و بوى تيزى دارد... وه معرب آن بارزد است» . در لسان العرب درباره قته آمده آست: «ضرب من الادوية وبالفارسية پيرزده (ذيل قنن)

Страница 570