الصيدنة
الصيدنة
============================================================
و508 كتاب الصيدنة فى الطب 7عا8آ قنطوريون لع617010 . ل1ة5111162111ن.
(قنطوريون كبيراو اللما1لاةللل6، 1168(قنطوريون صغير) چنين آورده اند كه قنطوريون دو نوع است. يك نوع از او بزرگتر باشد و اينو نوع را لوفاى بزرگ گويند و چون بتازى ازو عبارت كنند لوفاى كبير گويند ر و و بلغت عرب او را خصى الثعلب(1) گويند. و نوعى ديگر باريكتر باشد بهيآت.
ديسقوريدس گويد برگ او به برگ جوز مشابهت دارد و اطراف او شكافته باشد مثل دندانهاى اره و بهيات دراز بود و ميوه او بتخم معصفر مشابهت دارد و دانه او در ميانهآ شكوفهآ او بود و شكوفهآ او به پشم ماند و ساق او تا مقدار ور سه ارش بيالد و او را شاخهاى بسيار بود از بيخ تا سر او و بر سر شاخهاى در ء ت او شبيه خشخاش قبه باشد و بر سر آن قبه شكوفه باشد كه بشكوفه معصفر جور ماند و بيخ او سطبر باشد و سخت و گران باشد بوزن. و هريك از بيخ ا و هر مقدار دو گز باشد بدرازى و عصاره او تيز باشد بطعم و آب دهان را نشف كند و تيزى طعم او بشيرينى بهم اميخته بود ولون او بسرخى مايل باشد و نباته و.او پيشتر در زمين لوقيه باشد و قنطوريون خرد را در بعضى مواضع و لوفاءالصغير گويند و در كتب طب او را باين نام هم تعريف كردهاند وه قنطوريون بزرگ را لوفاى كبير گويند. و تبات قتطوريون خرد در بيابانها (2 بود و ساق نبات او مقدار يك بدست بود بدرازى و ميانه او تهى و برگ او ه خرد بود و به برگ سداب ماند و شكوفه او بنفسجى بود و طعم او در غايت تلخى بود و بيخ او خرد بود و از بيخ او انتفاعى نتوان گرفت. و محمدزكرياد نيز گويد نبات او دو نوع است يك نوع ازو بزرگتر است و نوعى ديگر خرد ر است ونبات هر دو نوع در آخر فصل بهار پديد آيد از زمين. و برگ او به برگ كرنپ(3) ماند كه بلغت عرب او را اثل گويند. و ابومعاذ گويد عرب او هر را خرطه(4) گويد و برگ او به برگ طرخون مشابهت دارد چز آنكه از برگر
Страница 568