567

============================================================

حرف القاف 507 خشك شود، پس او را بر هر يك از پيوندهاى او ببرند و او را در جوال ها وه كنند و او را در انواع داروها و حنوط مردگان بكار برند مگر آنكه اجزاء او ه عفن شده باشد و درهم ريخته باشد. و چنين گويند كه در آن نواحى ه عقبهايست كه چون او را از آن عقبه بگذارند اجزاء او عفن شود و صالح شود. مر آن را كه او را در ادويه بكار برند و اگر او را از عقبات و مواضع ديگر بگذرانند اجزاء او از هم جدا نشود بلكه همچنان صلب و محكم بماند ج چون چوبهاى ديگر و جز آتش افروزه را نشايد.

1. نقل از تسخ خطى سهگانهآ ترجمه فارسى. در لسان العرب به جاى فميحة «قمحة» است: «والقمحة والقمحان والقمحان النريرة...» . نسخهآ مب در اين موضع مغشوش ومغلوط است .

من از نسخهآ مج استفاده كردم. آ. رجوع شود يه ذيل قصب الدريره در همين كتاب.

81. قنبيل(1) 28 11 00/66 قل00قل1 يا 629ل2010 102 101لن بلغت هندى قاف قنبيل را مشتبه گويند ميان كاف و قاف و او تخم درختى جوه است وبهيات تخمهاى او خرد باشد و در شلاف بود و چون دست باو پسوده : شود دست را سرت كند و او را از زمين هند باطراف برند و بعضى روغن را ى باورنگ كنند و طريق او آنست كه مقدارى قنبيل در روغن فگنند و بگذارند رنگ و بوى او از رتگ و بوى زعفران كم باشد. و بعضى از صيادنه كه ديانتو ندارند زعفران را باو مغشوش كنند و بقيمت زعفران بفروشند و اهل زمين هند قنبيل را در عطرهاى خود بكار برند.

1. از نسخ مچ و مب نقل شد. نسخهآ مع از قنييل تاكبايه افتادگى دارد. بر مخزن الادويه آن را به كسر قاف ضبط كرده است و تقل كرده است كه معرب كنبيلاى فارسى و يا كميلهآ هندى است.

در لفتنامهآ يلاتس «كميلام 116011 يا 18 دارد و ميگويد از تخمدان 618ل1261 211610گرفته مى شود (ص 850).

Страница 567