الصيدنة
الصيدنة
============================================================
506 كتاب الصيدتة فى الطب 859. قليميا (1) *1ع7080- ع3 جالينوس گويد يكى از انواع قليميا آنست كه از دود جوهر مس حاصل آيد ر و ديگرى از جوهر نقره و سديگر از جوهر مارقشينا. و بعضى از قليميا آنست واه كه در معادن متولد شود بى صنع اطباء، و آنچه معمول است ازو دو نوع است ه نوعى را آزو عنقودى گويند و عنقودى آنست كه بر سر حمدان چمع شود و وه نوع ديگر را صفائحى گويند و اين نوع آن باشد كه در قعر خمدان(2) بنشيند.
صهاربخت گويد چون از قليميا ذكر كتند و او را بچيزى ديگر اضافت نكنند و و. مراد ازو قليمياى نقره باشد و اگر بچيزى اضافت كرده شود مراد آن مقيد ياشد چون قليمياى زرد مس و غير آن. و در كتاب نخب آورده است كهور قليميا كفكى است كه از جوهر زر و نقره پديد آيد در وقتى كه اين هر دورا اه از معدن بيرون آرند و بعضى گفتهاند بر زبر(3) جوهر زر و سيم بيستد در وقتى كه به آتش زر و تقره را از جوهر او جدا كنند.
1. تقل از نسخ خطىى سهگانهآ ترجمه قارسى. قليميا و اقليميا به كسر الف هر دو ذكر شده است.
(برهان قاطع ذيل قليميا و اقليميا). آ. خدان و خمستان به معنى داش و كوره خشت پزى و وه سقال پزى را گويند (برهان قاطع). 3. در مب «پرزير» كه درست نيست: در مج «يزر14 860. قميحة(1) جالينوس گويد قميحة نباتيست كه او را قصب(2) الذريره گويند و ابوحنيفهآ دينورى گويد اهل مدينه ذريره را قميحه گويند. خشكى گويد قميحه را از ور ناحيت نهاوند باطراف برند و نبات او نوعى است از نى و منيت او در مرغزاريست در جوار يكى از ديهها كه مضافست بنهاوند و گرد آن مرغزار وه كوههاست از جملهآ جوائب. و از نهاوند تا آن موضع كه از مرغزارست عقيهاى ه بسيار فاصل است. و چون نبات او در آن موضع رسيده شود آن را بگذارند تا هر
Страница 566