الصيدنة
الصيدنة
============================================================
حرف القاف 505 88.قلقل(1) حا 10723قنقه، يا .ا ل150 10161 ليث گويد قلقل درختيست كه دانههاى او بلون سياه بود و به مقدار بزرگودر باشد و خوردناو معتاداست و درين معتى بشعرى روايت كرده. است و آن اينست: ابعارها يالصيف حب القلقلقه وقلاقل نوعى است از انواع نبات و هم چنين قلقلان نيز نباتيست و درينمعنى تنهوه هم شعرى ايراد كرده است و شعر اينست؛ كأن(2) صؤت حليها اذا انجفل هذز رياح قلقلانا قد ذبل و دينورى گويد قلقل و قلقلان و قلاقل يك نوع است از نبات و داتهآ او بدانهآ كنجد ماند بصورت، ودز خواص او گفته است كه مقوى است مرباه را ووهد درينمعنى هم شعرى ايراد كرده است : انعت اغيارا بأعلى قنه اكلن حب قلقل فهنه لهن من حب السفاد رته و بعضى گفتهاند دانهآ قلقل در هيات بفلقل مشابهت دارد و لون او سپيد است ه و جرم او متشنج نيست چنانكه جرم پلپل و گردى هيآت او تمام نباشد و دانهآ او شيرين است و چرب. ابوحنيفه گويد برگ نبات قلقلان از درون سرخو . باشد و از بيرون سبز بود و قلقل نياتى ديگر است و بيخ نبات قلقل انست كه در كتب طب اطباء او را مغاث گويند و چون استخوانى از جاى بيجاى شود و وهد بيرون ايد او را بران موضع ضماد كتند منفعت كند. صهاربخت گويد قلقلان ور تخم اتار دشتى است و او را بسيار دانه نيز گويند. و ابوحنيفه گويد دانهآ قلقل همچند دانهآ لوبيا باشد بمقدار و طعم او شيرين باشد و خوش. و پاه هوه را بقوت كند.
1. از نسخ خطى سهگاندآ ترجمهآ قارسى آ. شعر بر طبق معمول در نسخ مغلوط است. از لسان العرب ذيل «قلله اصلاح شد. 3. در «مج» مغلوط است. در مب «ارعت»! اصلاح از لسان العرب ذيل «قلل» در اين موضع آمده است: «قال الراجز وانشده ابوعمرو لليلى»
Страница 565