الصيدنة
الصيدنة
============================================================
ب هن ن پرن ان نندت فتا د انار نه سن: جرف القاف 503 857 قلقند(1) 1610087 و قلقديس 76ه01 و قلقطار 4/7 ذكر اين جمله در ترجمهآ زاج كرده ايم و ابوزيد بلخى در كتابى كه در علم اكسير وه تاليف كرده است در طريقى ساختن قلقند چنين آورده است كه زاگ سرخ را اه خرد بكويند و در قارورهاى كنند و چندانى آب كرفس برو ريزند كه اجزاء وه زاگ را تمام بپوشد. پس قاروره را در سرگين گاو پنهان كنند و تا بيست روز ور بگذارند چون اين مدت بگذرد او را از سرگين گاو بيرون گيرند و بگذارند تا در قاروره خشك شود. آنگاه مقدارى سركهآ با قوت درو ريزند و بار ديگر او هور را در سرگين گاو پنهان كنند و مدت چهل روز بگذارند چون بيرون گيرند جهز قلقند شده باشد. و اگر كسى خواهد كه از قلقتد قلقدار(2) سازد طريق آن باشد كه چون قلقند تمام شود او را در كوزهآ پاكيزه يا قدحى كند و آن كوزه را و در گل گيرد و در تنور گرم كرده شبى بگذارد چون پيرون گيرد قلقدار باشد.
ر و محمدزكريا و جز او از اطباء در ساختن قلقند چنان آوردهاند كه زاگ را در اب حل كنند و چون اجزاء زاگ در آب گداخته شود يگذارند تا صاف گردد و و آنگاه اجزاء مس كه بواسطهآ سوهان ازو جدا شده بود درو فگنند و او را درو بپزند تا چندانى كه لون او سبز شود و بگذارند تا ببندد و اگر خواهد بر هر بيست درم سنگ يك درم سنگ نوشادر برافگند و بگذارد. و طريق ديگر انست كه زاگ را در آب تر كند و بگذارد آنگاه زاگ زرد را بپزد و بگذارد تا ور صاف شود و بوزن او ازين زاگ زرد صاف كرده با او بهم بياميزد. و بوزن او (3) 0 يكى زاگ(3) گرد صاف كرده با او بهم بياميزند و بوزن يكى ازين دو زنگار برو فگند و بگذارد تا جمله اجزاء او حل شود و صاف گردد و بتدريج بيندد. و در ساختن قلقدار طريق ديگر گفتهاند سهلتر ازين، يايد كه زاگ را در آب حل كند و بگذارد تا صاف شود و همسنگ او زعفران(2) تازه بر و افگند و بپزد ر
Страница 563