الصيدنة
الصيدنة
============================================================
500 كتاب الصيدنة قى الطب اوزيباسيوس گويد علامت تيكوئى در وى انست كه لون او بنفسجى بود و ور درفشان و تابان باشد و يوى او با قوت بود و جرم او نرم باشد و هرچه بلون و سياه بود نيك نبود زيرا سياهى لون او دليل كند كه زفت با او بهم آميخته وباشند. ديسقوريدس گويد نيكوتر آنست از وى كه لون او بنفسجى (2) باشد ر و بوى او با قوت بود و پاكيزه پاشد و جرم او نرم پود چنانكه ذكر كرديم. ووه گويد هرچه لون او سياه باشد و صاف نبوذ استعمال را نشايد و اگر با نيكو جور بهم آميخته شود آن را باطل كند(3او اين نوع در زمين حمص و بابل باشد و در ان زمين در چشمههاى آب بود و او را بعوض روغن چراخ برند. جالينوس ور گويد بعضى ازو آنست كه او در آب دريا متولد شود و انچه در اقصاء بلادشامو و . است كه بلغت عربيت آن موضع را غورالشام گويند از آن نوع است كه در درياها متولد شود و اين نوع تا بر روى آب باشد جرم او تر و نرم بود و چون آز اب دريا بيرون اورده شود بتدريج جرم او سخت شود بشبه زفت. و قاطاجانس(4) طبيب گويد قفر اليهود صقلى را قوت نرم گرداتيدن مادههاى غليظ وورمها زيادت باشد از حجازى و قوت او چون قوت زفت است.
1و2. چنين است در اصل و درست اسفلاطون و اسفلاطوس با فاء است. رجوع شود به عنوان بونانى. 2 . در ترجمه عربى ديسقوريدس (75 از اول) : «والجيد من الكفر ما كان لونه شبيها بلون الفرفير..». 2. در ترجمەم عربى ديسقوريدس (75 از اول) در اين موضع چنين آمده ايست : «و قد يكون بالبلادالتى يقال لها يدايقيس و قد يكون بالبلادالتى يقال لها فونيكى والمدينة التى ييقال لها سيدوني والمكان الذى يقال له بابولون والمدينة التى يقال لها زاقنش و قد يكون بالبلادالتى فيها القوم الذين يقال لهم اقراغنطس التى من صقيلة (درست صقلية)...» . پيداست كه چون ضبط درست وهويت نامهاى يوناني معلوم تبوده است (بجز بابلحبابولون) از همه صرفنظر كرده و ه جمصن را بجاى آن گذاشتهاند. چون متن يوناتى ديسقوريدس در دست من نبود «يدايقيس» را نتوانستم بيايم. فونيكى فينيقيه آست و سيدونى صيداى امروزى از شهرهاى لبنان است كه جزو فينيقيه بوده است. زافتش ق10لا2860 است كه به محلهاى مختلفى اطلاق مى شده است از و جمله به چنوبى ترين جزيره ايونى. اقراغنطس= 91ل1ى از شهرهاى صقليه (سيسيل) و.
Страница 560