646

============================================================

ف انين فنياكت تينى 586 كتاب الصيدنة قى الطب والاثل والطرفاء واشباه ذلك» السان العرب ذيل عبل) . 4. در لغتنامه پلاتس: گگل (910) و گوگل (925). 5 . در اصل: «يحاك من الشجر اجود ما كان صافيا». در ترجمه عربى ديسقوريدس (62 از اول) ذيل «بدليون وهو مقل اليهوده: بصمغة شجرة تكون فى بلاد العرب واجوده ما ه كان منه مر صافيى اللون.س». 6. در اصل: «سقلبى» و آن درست نيست. در ابن سمجون ذيل وه مقل: «صقلى» و«سقلى» هر دو آمده است و آن منسوب است به جزيره صقليه يا سيسيل. ع. در اصل: «يحبل فهوان» و آن بيمعنى است. در ابن سمجون از قول ابوحنيفة: «اخبرنى بعض وه اعراب غمان انه لايعلمه نبت شجرة الا بجبل من جبال عمان يدعى قهوان مطل على البحر0) و عين اين گفتهآ ابوحنيفه را ياقوت ذيل قهوان در معجم البلدان نقل كرده است بى آنكه توضيح و بيشترى درباره اين محل بدهد.

101. مقدونيس(1) 78د1102 01101لفلةةلا15110561 ايا ا 0 1111ل11 صهاريخت: هوالكرفس الرومى و قوته قوة كرفس النبطى .ه 1. رجوع شود به ذيل كرفس در همين كتاب.

1011. المقر(1)..ا05ل صاحب المشاهير: هوالصبر.

1. رجوع شود به ذيل «صبر» در همين كتاب.

1012. مكهيارك(1) دواء هندى يقلعون به مع الزاج البواسير. خشب(2) هندى يستعمل بدل جه جنطيانا و عرطنيثا و يطلى على البواسير مع الخل والزاج فيستأصلها.

1. در لغت نامه يلاتس ذيل «مكهانا» آمده است كه نبات 26207 ع1ة1202 يا تخم آن است. و نيز تخم زنبق ابى است 10065680089م كه سرخ مى كنند ومى خورند و آن را مقوى اه ميدانند. اما اين وصف و اين نام با نام مكهيارك و وصفى كه بيرونى از آن مى كند منطيق نيست. آ. اين قسمت در حاشيه آمده است.

Страница 646