الصيدنة
الصيدنة
============================================================
568 كتاب الصيدنة فى الطب والماش والمنج عجميان.
1. در اصل: «حمصة» اصلاح از لسان العرب ذيل «جج». آ. چنين است در اصل در لسان العرب: «اصغره 971. مارقشيئا - 25611 معدنى اجوده من اصبهان ذهباني11) و فضى يحمل ايضا من بدخشان واه گرديز (2).
1. در ترجمه فارسى: «بعضى ازو بمجوهر زر شباهت دارد و او را برتجه گوينده. آ. در اصل: «كوريز». احتمال گرديز از زكى و ليدى طوغان است در تذاكير (ص 135).
972117 الماء بالرومية نيرون(1) و بالسريانية ميا. والعذب بالرومية انيكون والملح الميرون (2 و بالسريايية مليحا و بالفارسية شور.
1. چتين است در اصل. آب را يه يونانى هودر 2555 گويندا. آب شور يا آب دريا به يوناقى آلمه اانال است والميرون (الموروس) به معنى نمك است.
972. (مكرر) ماقير(1) 110111.1110 11115 1128 قشور يضرب الى الحمرة و يحمل من ارض بربر قايضةالطعم ينفع نفث الدم والاسهال و وجع المفاصل.
1. در اصل «ماقين» است كه درست نيست. رجوع شود به ترجمه عربى ديسقوريدس (هه از اول). اين دارو و وصف آن در حاشيه ورق ا117 نوشته شده است. ديسقوريدس نام ديگر آن را بسباسه گفته است. رجوع شود به ذيل بسياسه در همين كتاب كه بسباسه را جوز بويا گفته است، ولى جوز بويا از بربر نمى آيد بلكه از هند مى آيد يه گقته مايرهوف (اساءالعقارء شماره 38) تطبيق ماقير با بسباسه از همين مترجم ديسقوريدس است. براى تفصيل رجويع شود به همان جا.
Страница 628