519

============================================================

جرف الفاء 259 و : 1. چنين است در اصل ودر ترجمه فارسى نسخه مغ «انطالياه و تسخهآ مب «انطاكيه» و نسخه مج «افطاليا»آ. چنين است در اصل وظاهر جمله مغشوش مى تمايد ظاهرا در اصل «فى الناحية» بوده است همچنانكه در ترجمه عربى ديسقوريدس (77 از سوم) آمده است: «ينبت فى البلادالتى يقال له ليبوى وفى الناحية من البلادالتى يقال لها اوتلولياس فى الموضع الذى يقال له موروسيا .

3، در اصل درهم نوشته شده است و آن را «اوطومر لباس» نيز مى توان خواند. در ترجمه عربى ديسقوريدس (77 از سوم): «اوتلولياس» . در ترجمه انگليسى 1767ن) .2 كه در سال 1455 سيورت گرفته است «ر110 تههاى در موريتانيا ميرويده (به نقل از كريوف).

تمولوس در ليديا بوده است نه موريتانياء اما موروسيا مت’116 نام يونانى موريتانيايهد ق16 واقع در شمال غربى افريقا است. از كلمهآ اوتلولياس در ترجمهة عربى برمى أيد كه ه مقصود شايد كوههاى اطلس واقع در همان منطقه است. به گفته مايرهوف در شرح اسماء العقار (شماره 25) فربيون در قسمتهاى جنوبى جبال اطلس در مراكش مى رويد. ؟. در اصل: لاحشيش» و آن در اينجا معنى ميدهد. حبيش حدس نگارتده است. 5. در ترجمه عربى ديسقوريدس (موضع مذكور): «و اول من وقع على هذاالذواء يوباس ملك ليبوىه. علانبا يا به ليبى امروز و به طور كلى به افريقا نيز اطلاق مى شد يوباس يا *ه168آدوم پادشاه موريتانى معاصر امپراطور اوگوست بوده است و طبيب اوء اوفربيونه اين گياه را در كوههاى و اطلس كشف كرده است و په همين جهت به نام او فربيون خوانده شده است (ياولى كوچك جو ذيل يوبا و اوفربيون). 6. رجوع به حاشيهآ شمارهآ قبل. 7. چنين است در اصل. در ترچه فارسى : «در كتاب صيدنه از قاطاجانس نقل كرده انده شايد در اصل چنين بوده است: «فى الصيدنه من قاطاجانس» 769. الفراته(1) صاحب المشاهير: الملبد فى لفظ العامة فلاته وملبند وهو مايتخذ من عقيدالعتب معالدقيق و بغير الدقيق.

1. اين كلمه به شكل فراتق و فلاتج هم آمده است. در السامى فى الاسامى (چاپ عكسي ص 247) آمده است: «الملبن والملبن والفراتق فراته» . در لسان العرب (ذيل لبن) : «والملبن بالتشديد الفلاتج). در برهان قاطع: «فراته... آب انگور است كه نشاسته و آردگندم در آن ريزند و چندان بجوشانند كه به قوام آيد و سخت شود و آن را بر رشتهاى كه مغز بادام يا مغز جوز كشيده باشد ماتند شمع بريزند و آن را در آذربايجان باسدق گوينده با تذكر اينكه در السامى «ملبن» بى تشديد هم ذكر شده است و با توجه به اينكه در متن مليند هم آمده است و با توجه به تعريف وبرهان قاطع من كلمهآ ملبند و ملبن را بر ملبن فرهنگهاى عربى ترجيح ميدهم زيرا مل به معنى

Страница 519