592

============================================================

وانانس نشضق ن ز ت خته مسننته زرتر 532 كتاب الصيدنة فى الطب ل العمرد (12) الكرفس.

1. چنين است در اصل و بايد سلينون باشد (رجوع شود به عنوان يونانى). آ. در اصل: «كهر باه. پا در هندى به معنى ريشه است الغتنامه پلاتس 213). 3 . در اصل: «كهر بجه. بيج در هندى به معنى تخم است. در اصل به جاى «بزره، «نوره» دارد. ؟. به گفتهآ مايرهوف در شرح اساء العقار «مقدونيس» نسبت است به مقدونيه. 5. 105قلتله نام كوههاى سرحدى ميان ر كيليكيه و سوريه است. امروز به تركى گاوور داغلارى خوانده ميشود (پاولى كوچاى). 6.

اين كلمه كه به معنى كرات الكرم است ظاهرا در اينجا زيادى است. 7. در اصل: «ذوعقد و مرارة اخضر اشد مرارة من غيره» كه معنى نمى دهد. متن از روى ترجمه فارسى اصلاح شد و «نوع ديگر آنست كه بر اطراف نبات او پيوندها بود و لون او سبز باشد و در طعم او تلخى از اتواع ديگر زيادت بوده 1.8 6 ف62(مايرهوف در موضع مذكورا . 1. سر اصل: بلونه سالينوس». مايرهوف: 10/9ا16056، نام علمى آن: 210ص160 1ع1002605. رجوع شود به حاشيدآ شماره (3). 11. در ترجه عرپ ديسقوريدس (60 از سوم) : «سالينون قابايون»- 208000 به معنى بستانى. در اصل: «قيقاون».

12. «عمرد رستنئى باشد كه آن را كرفس گوينده (برهان قاطع) 897. كروان بكق111 181611615 16 يا 110 160051 2 يديغورس: هى حشيشة مفرحة. والكروان(1) عندالعرب اسم طائر و قيل هاه بالفارسية خفتك(2).

1. نام علمى اين مرغ ب ق5 قل828101ان است. آ. «خفتك تام پرنده ايست كه آن را كاروانك مى گوينده (برهان قاطع). به نظر مى رسد كه ميان دو لفظ كروان و كاروانك نسبى اوچود دلمشته باشد 898 كراث =.111ن1 206 101102 ايوحنيفة: شجيرة جبلية لها ورق دقاق طوال و چطرة(1) ناعمة اذا فدغت (2) هريقت لبنا، والناس يستمشون بلينها. ويؤتى بالمجذوم حتى يتوسط به منبت الكراث فيقيم فيه ويخلط له بطعامه و شرابه فلا يلبث ان يبرا ويذهب. و قال

Страница 592