الصيدنة
الصيدنة
============================================================
478 كتاب الصيدنة في الطب اقطى و قد سماها قوم البرس البرى.
1. احتمال ميدهم «بالر ومية» بوده است و نه سهو «بالهندية» نوشته شده است. نام هندى آنه بعدا ذكر ميشود و يوناتى آن بى 48008 است الووص 349). 2. در مخزن الادويه (ص 669): «ايلايچى». 3. از اين قسمت تا آخر بظاهر ربطى يه قاقله ندارد و عبازت مغشوش و كاملا در غبر موضع آن به نظر مى أيد.
808. قاقل(1)والقاقلى لا0ا1ه 1018ق7611ل6ف يا قل12012 .ا ق1 يا .36017 10844 عن6 ايضا. ابومعاذ: الذى يسهل الماء. بالفارسية كاكل (2).
1. در مورد اين نام و تعيين ماهيت آن مشكلاتى هست. رجوع شود به شرح اسماء العقار ماير هوف (شماره 325).2. «به ضم كاف تازى و سكون لام... شوره گياه را نيز گفتهاند كه اشنان ياشد.. و به كسر ثالث گلهائى كه در ميان آب رويده 809. قاق(1) وشيء يحمل من يلادالترك حامض الطعم معمول مرقق كما يعمل المعروف بنان ه آلو غيران القاق احمر يضرب الى السواد فى لونه والمعروف بنان آلو احمر وهو مطفى لحرارة المعدة مسكن للصفراء مبردللمعدة والاحشاء.
1. در اصل: «قات» و آن درست نيست زيرا اين كلمه تركى است و درست آن قاق است. در وه برهان قاطع گويد: «قاق بر وزن طاق به معنى قديد و خشك باشده در ديوان لغات الترك گويد: «قق الفليق . يقال منه «ارك ققى» اى قليق الخوخ و غيره» (ج (وص 225) و نيز گويند: «قاق فليق الخوخ وغيره» بايد كحفت درست مفلق است نه فليق. «الفليق بالضم والتشديد ضرب من التوخ يتفلق عن نواه والمفلق منه المجقف السان العرب ذيل فلق) . بنابراين انچه در ديوان لفات الترك در هر دو مورد فليق ابر وزن غريق) ضبط شده است درست فليق به ضم فاء و فتح و تشديد قاف است كه به معنى هلوى شكافته است و خشك آن مفلق است كه همان قاق است و «ارك» به معنى زردآلو است نه خوخ. مطلب مربوط به قاق در حاشيهآ ورق [(ب 102) آمده است
Страница 538